خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

دوباره کوچه... لگد... درد
آسمان پژمرد.!

حسّ غريب
آخرين سلام

روز مبادا

برگشتنت را

برای کدامین روز مبادا

کنار گذاشته ای؟!

دست خط


شکست

صدای ضرب سیلی

در صدای

شکستن استخوان

گم شد..!

دست خط

گم...نام

گمنامی اش

بوی شهرت می دهد

دست خط

سپید بخت

حسادت می کنم

به سپید بختی کلاغ های سیاه

که به آسمان تو

            نزدیک ترند

دست خط

عکس

... اگر امر بفرماید عشق

آتشی

برپا کرد

و اهل بهشت را

فرا خواند..!

دست خط

آفتابا...

سرد و خشکم

چون زمستان

آفتابا...

بر زمینم پهن شو

دست خط

فصل مشترک

وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا

تو می خواهی

فصل مشترک ما باشی...

دست خط

شک

وقتی تو

جانِ من هستی

شک بین

یک با هر چیزی

باطل است

دست خط

عکس

... از بهشت

غریب می شدند

این خادمان

اگر دری از بهشت را

روی زمین

جا نمی گذاشتین..!

دست خط

فاطمه تا... فاطمه

مادرمان را

در بهشت گم کردیم

عطر چادرش

ما را به قم رساند

دست خط

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ

موسیع

همصحبت خوبی داشت

کسی نزدیکتر از

خودش... به خودش

دست خط

آتش

ما از خاک بودیم

تو آتش

به جانمان انداختی

دست خط

عکس

تقاص

برگرد...

تقاص پوچی دنیا را

از ما نگیر

دست خط