خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

ساعتم تنظیم می گردد به وقت کربلا
هم قدیماً هم جدیداً دوستت دارم حسین

حسّ غريب
آخرين سلام

... و بدون تو

سال من

تحویل شد به

یک هزار و سیصد و بدون تو

دست خط

عکس

رقابت

رقابت می کنم

با سال نو

در رسیدن به نگاهت

دست خط


اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً

سال نو مبروک...

شکوفه

بهار ما

شکوفه لبخند شماست

                              بانو...

دست خط

بهار من

گوشه چادرتان

به زمستان گرفت

فصلی از زمین

ورق خورد

دست خط

سالی یکبار

خریدارم لبخندت را

حتی اگر

سالی یکبار

لب هایت گشوده شوند

دست خط

سروده

کدام نوا

در کوچه سروده شد

که در کودکی

موی سپید کردی.؟!

دست خط

بال پرواز

سیب های دنیا را

گاز زدیم

بال پروازمان کوتاه شد

دست خط

همسایه

هیزم می آورند

همان همسایه ها

که نخستین دعایت بودند

دست خط

ناگفته

سیلی را به

دَر گفتند

مادر از

دیوار شنید..!!

دست خط

بر آسمان بی من مرو

و زندگی علی

بعد از تو

ختم به یک جمله شد

" لَا خَیرَ بَعدَکَ فِی الحَیاةِ "

دست خط

هجده بهار

با هجده بهار

کوتاه ترین

قصه ی

زندگی خود شد.!

دست خط

روز مبادا

برگشتنت را

برای کدامین روز مبادا

کنار گذاشته ای؟!

دست خط


شکست

صدای ضرب سیلی

در صدای

شکستن استخوان

گم شد..!

دست خط