خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

آری به یمن لطف شما خاک زَر شود

خاکی نشین

قُل أعوذُ و بِربّ تنهایی
ما کجا و کجا شکیبایی؟!

حسّ غريب
آخرين سلام

بُت شکن

پا روی شانه ام بگذار

بُت دوری مان را بشکن.!

دست خط

آخرین

اتو آخرین شان بودی

آخرینی که خدا

به نام خودش صدا زد

دست خط

تخته

تکه ای تخته می خواستند

برای حمل بدن

پس درب خانه زهرا

شکستند..!!

دست خط

بن بستـــ

بن بستی بساز

بی هیچ روزنه

و مرا

گرفتار خویش کن

دست خط

شیشه

سنگ نگاهت را

به شیشه دل بزن

بگذار کمی

هوایت به سرم بزند

دست خط

... و هیچکس

... و هیچکس نگفت

... و هیچکس نمی گوید

... و هیچکس نخواهد گفت

اولین غروب

بعد از تو

بر دختر علی ع چه گذشت

دست خط

صراط من

بوسیدن درگاهت

ذخیره

پل صراط من است

دست خط

طراوت

طراوت لبخند

کودک کعبه

باران های بهاری را

به هیچ انگاشت

دست خط

جامعه کبیره

کبیر می شود

زیارتی که

نور هدایت شما

بر آن تابیده

دست خط

... و بدون تو

سال من

تحویل شد به

یک هزار و سیصد و بدون تو

دست خط

عکس

رقابت

رقابت می کنم

با سال نو

در رسیدن به نگاهت

دست خط


اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً

سال نو مبروک...

شکوفه

بهار ما

شکوفه لبخند شماست

                              بانو...

دست خط

بهار من

گوشه چادرتان

به زمستان گرفت

فصلی از زمین

ورق خورد

دست خط